ماه رجب پيش نياز درك ليله القدر

مرحوم سيدابن طاووس در كتاب اقبال الاعمال(1) خود از وجود مقدس پيامبر "ص "، روايتي نقل مي كنند كه فرمودند:
"ان الله تعالي نصب في السماء السابعه ملكاً يقال له الداعي فاذا دخل شهر رجب ينادي ذلك الملك كل ليله منه الي الصباح، طوبي للذاكرين، طوبي للطائعين و يقول الله تعالي أنا جليس من جالسني و مطيع من أطاعني و غافر من استغفرني، الشهر شهري و العبد عبدي و الرحمه رحمتي فمن دعاني في هذا الشهر أجبته و من سألني اعطيته و من استهداني هديته و جعلت هذا الشهر حبلاً بيني و بين عبادي فمن اعتصم به وصل الي. "(2)
بنابر مضمون اين روايت، خداوند در آسمان هفتم فرشته اي به نام "داعي " [فراخواننده](3) قرار داده است كه هرگاه ماه رجب فرا مي رسد، هر شب تا صبح فرياد مي زند: خوشا به حال ذاكران! خوشا به حال اطاعت كنندگان! [سپس فرشته از قول خداوند مي گويد] خداوند مي فرمايد: من همنشين كسي هستم كه همنشينم باشد و مطيع كسي هستم كه مرا اطاعت كند و آمرزنده كسي هستم كه از من آمرزش بخواهد. ماه، ماه من و بنده، بنده من و رحمت، رحمت من است؛ پس هركس در اين ماه مرا بخواند اجابتش مي كنم و هركس از من بخواهد به او عطا مي كنم و هر كس از من هدايت بخواهد هدايتش مي كنم و اين ماه را ريسماني بين خود و بندگانم قرار داده ام كه هر كس به آن چنگ زند به من مي رسد.
خداوند اين ماه را رشته اتصال بين خود و بندگان قرار داده است؛ يك سر اين رشته در اختيار بندگان و سر ديگر آن در محضر الهي است. اگر كسي به اين رشته، معتصم شود، به مقام وصول الهي مي رسد؛ از اين رو ماه رجب، شهر وصول الي الله است؛ باطن اين ماه مانند باطن قرآن و معصومين(ع)، ريسمان اتصال بين خداي متعال و مؤمنين است؛ رواياتي نيز با اين مضمون آمده است كه: ماه رجب ماه اميرالمؤمنين(ع) است، همان گونه كه شعبان، ماه رسول الله(ص) و رمضان ماه خدا است.
علت انتساب رجب به اميرالمؤمنين(ع)
در معناي انتساب ماه رجب به اميرالمؤمنين(ع) احتمالات زيادي وجود دارد؛ به نظر مي رسد همه امور عالم، ملكوتي دارد كه اين نكته شامل اوقات و زمانها هم مي شود؛ براي مثال، شب جمعه فقط يك ظرف طبيعي نيست، بلكه واقعيتي است كه جايگاه خاصي در عالم دارد؛ در اين زمان، ملائكه اي نزول پيدا مي كنند، خيراتي نازل مي شود و راه هايي به سوي باطن انسان گشوده مي شود. سحر و بين الطلوعين هم همين گونه هستند. اين كه گفته شده است نماز را در اول وقت بخوانيد، يك "قرارداد " نيست كه تنها با ملاك حركت خورشيد تنظيم شده باشد كه اگر يك ساعت ديرتر شود فرقي نداشته باشد؛ يعني حركت خورشيد، براي خود، مداري داشته باشد و بقيه امور عالم هم مداري داشته باشند! شب جمعه، زمان نزول ملائكه و هنگامي است كه درهايي از رحمت گشوده شده و راه هايي باز مي شود، در ساعت بعد، اين شرايط و فضا براي قرب فراهم نيست.
ماه ها هم اين گونه هستند؛ يك معناي انتساب ماه رجب به اميرالمؤمنين(ع) اين است كه ولايت حضرت در اين ماه تجلي مي يابد و راه درك ولايت در اين ماه گشوده مي شود. در اين ماه مي توان از ولايت اميرالمؤمنين(ع) بهره مند و به وادي اين ولايت وارد شد. به عبارت ديگر، مي توان به شفاعت حضرت امير(ع) رسيد؛ چراكه رجب، ماه شفاعت ايشان است و حضرت در اين ماه براي هدايت انسان به ولايت خود، شفاعت مي كنند.
بنابراين، رجب يا ماه اميرالمؤمنين حبلي است كه انسان را به مقام وصول مي رساند. يكي از تجليات ولايت حضرت در باطن اين ماه است. از اين ماه درهايي به سوي درك اين حقيقت [ولايت] گشوده شده است. در نتيجه، اعمال اين ماه، اعمال بسط قرب و به عبارتي، راه هايي براي رسيدن به آن حقيقت منتشر شده در اين ماه است.
شفاعت پيامبر(ص)
در ماه شعبان- كه ماه نبي اكرم(ص) است- نيز انسان مي تواند با صيام و قيام به شفاعت نبي اكرم(ص) برسد؛ شفاعتي كه طريق اتصال انسان به حقيقت توحيد و قرب وصال است. هيچ كس بدون شفاعت نبي اكرم(ص) به درجات قرب نمي رسد.
شخصي كه نامش أبوأيمن بود بر حضرت باقر(ع) وارد شد و گفت: اي أبا جعفر! شما مردم را مي فريبيد و به غرور درمي آوريد و دائم مي گوئيد: شفاعه محمد، شفاعه محمد!
حضرت امام محمدباقر(ع) درحالي كه آثار غضب در سيمايشان مشهود شد، گفتند:
"ويحك يا أبا أيمن! أغرك أن عف بطنك و فرجك؟! أما لو رأيت أفزاع القيامه ، لقد احتجت الي شفاعه محمد! ويلك! فهل يشفع الا لمن وجبت له النار؟ "(4) واي بر تو اي ابو ايمن! آيا همين قدر كه شكم و فرج خود را عفيف نگاه داشتي، در غرور افتادي كه از شفاعت بي نيازي! سوگند به خدا كه اگر هولها و ترسهاي روز قيامت را ببيني، هر آينه به شفاعت محمد محتاج خواهي بود! واي بر تو مگر اين جز كساني را كه آتش بر آنها لازم شده است شفاعت كند؟
سپس فرمودند: "ما من أحد من الاولين و الاخرين الا و هو محتاج الي شفاعه محمد يوم القيامه "؛(5) هيچ يك از پيشينيان و هيچ يك از پسينيان نيست، مگر آن كه به شفاعت محمد در روز قيامت، نيازمند است. [يعني هر كسي متناسب با درجات خود و به شفاعت نبي اكرم(ص)، حقايق قيامت را درك مي كند.]
ضرورت صيام و قيام در ماه شعبان
در روايت ماه شعبان آمده است كه منادي نبي اكرم(ص) به دستور حضرت در مدينه ندا مي داد: اين ماه، ماه من است؛ من را به روزه اين ماه كمك كنيد. اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: از وقتي اين ندا را شنيدم روزه اين ماه را ترك نكردم. در حقيقت، حضرت مي خواهند شفاعت كنند و روزه، يكي از رشته هاي شفاعت ايشان است؛ باطن صوم، ولايت و شفاعت نبي اكرم(ص) است؛ صوم به تنهايي خاصيتي ندارد، جز اين كه انسان را به شفاعت حضرت نائل كند. ماه نبي اكرم(ص)، ماهي است كه رحمت و رضوان در آن منتشر است. در اين ماه، مي توان به مقام رحمت و رضوان رسيد. اين رحمت، رحمت رحيميه يا همان مقام رضوان است؛ مقامي كه از آثار رحمت رحيميه خداي متعال است. به اين ترتيب، راه رسيدن به مقام رضوان كه فوق همه درجات بهشت است، به بركت نبي اكرم(ص) باز مي شود. به نظر مي آيد كه صيام و قيام نبي اكرم(ص) براي قرب و شفاعت بوده است. هر كس بخواهد به شفاعت حضرت برسد بايد همان صيام و قيام را داشته باشد. با عبادت نبي اكرم(ص) درهاي رضوان گشوده مي شود: "بكم يسلك الي الرضوان "(6) به واسطه نبي اكرم(ص)، مقام رضوان پائين آمده و قابل دسترس شده است. حضرت در روايتي توضيح مي دهند كه اين درخت طوبي شاخ و برگ هاي خود را فرود مي آورد تا مردم به آن متمسك شوند؛ منظور از اين امر، در واقع همان شفاعت نبي اكرم(ص) است.
پس ماه رجب، ماه اميرالمؤمنين(ع) يا به تعبير ديگر مهمانخانه رجب، مهمانخانه حضرت امير(ع) است. اهل الله از اين ماه مي توانند وارد وادي ولايت شوند و پس از آن، به شهر نبي اكرم(ص) كه شهر ضيافت و شفاعت ايشان است، برسند. سپس، كساني كه اين دو وادي را طي كنند مقام توحيد و شهرالله را در پيش خواهند داشت كه ضيافتي خاص است؛ البته آن هم [وابسته] به ضيافت نبي اكرم(ص) است؛ هر چند كه بساط ديگري است.
ولادت وجود مقدس و مسعود حضرت اميرالمؤمنين(ع) در ماه رجب واقع شده و در پايان اين ماه هم "بعثت " نبي اكرم(ص) روي داده است. اين دو حقيقت در ماه رجب، جاري و ساري است و مقدمه ماه شعبان و رمضان هستند. مرحوم آقاميرزا جواد ملكي(رض) در رساله المراقبات مي فرمايند: خوب است آقايان اهل علم، در كنار كسب علم كه خودش نوعي عبادت است، عبادت هايشان را در اين دو، سه ماه افزايش دهند؛ اين ماه فضايي است كه عبادات آن، آثار خاصي دارد. در اين ماه دعوتي خاص هم آمده است و منادي الهي اين گونه همه را دعوت مي كند: انا جليس من جالسني، مطيع من اطاعني، غافر من استغفرني...، مرحوم ميرزا جواد ملكي(رض) مي گويند: اگر آدم به اندازه همه خلائق جان داشت خوب بود كه به خاطر تكريم اين خطاب و در استقبال به اين خطاب الهي كه "انا جليس من جالسني و مطيع من اطاعني... " جان بدهد!
رجب، مقدمه ماههاي شعبان و رمضان
رجب، مقدمه شعبان و رمضان است. آمادگي براي ماه رمضان و شعبان بايد از اين ماه حاصل شود. اگر حقيقت ماه رجب درك نشود، ورود به ماه شعبان و ماه مبارك رمضان مشكل است؛ بنابراين بايد از مدخل ولايت حضرت امير(ع) وارد شد؛ چرا كه "أنا مدينه العلم و علي بابها ". اميرالمؤمنين(ع)، باب نبي اكرم(ص) و باب الله هستند؛ پس اين ماه، مدخل است.
يكي از اساتيد بزرگ ما مي فرمود: هنگام جواني در شب 72 رجب يا شب غدير در نجف به حرم رفتم؛ بين الطلوعين شده و سپيده زده بود، مرحوم آيت الله فكور را ديدم.(7) مي خواستم به حرم بروم و ايشان در حال خارج شدن بود. مقابل كفشداري شلوغ بود؛ ايشان كفش را گرفت و در كنار گوش من گفت: من سه روز است جز يك استكان چاي چيزي نخورده ام. به من برخورد! گفتم يعني چه؟ يعني اين پيرمرد عابد در خانه حضرت امير(ع) مي گويد سه روز است جز يك استكان چايي چيزي نخورده ام؟ گفتن اين حرف آن هم در كفشداري حضرت امير(ع) چه معنايي دارد؟ داخل حرم، گوشه اي ايستادم و سه ساعت زيارت غديريه حضرت را خواندم، خسته شدم و از حرم بيرون آمدم و به منزل رفتم و خوابيدم. در خواب ديدم در حرم حضرت امير(ع) هستم؛ حرم خلوت بود و من هم گوشه اي ايستاده و زيارت مي كردم، حالتم در زيارت همان حال قبلي بود، اما ديدم آقاي فكور بين زمين و آسمان با همه وجود، طواف و زيارت مي كند؛ نه با زبانش، همه وجودش طائف و مشغول زيارت حضرت است. متوجه شدم كه آن بزرگوار به من چه گفت: شما دير آمديد! بين الطلوعين است، شب مبعث گذشته است، بايد از قبل مراقبه كنيد. يعني اگر مراقبه اي از قبل نباشد انسان خسته مي شود؛ اگر انسان تمهيد قواعد نكند، تا چشم به هم بزند فرصت تمام مي شود.
اين دو ماه از يك طرف، به طور حقيقي و تكويني مدخل ورود رمضان هستند؛ به نحوي كه بدون اين دو نمي شود وارد رمضان شد. از طرف ديگر، اين دو ماه بستر و آمادگي براي ورود به ماه رمضان، و ماه رمضان هم بستر و آمادگي براي ورود به شب قدر است؛ يعني بايد اين مسير طي شود تا انسان به ليله القدر برسد. ورود به آن وادي ضيافت، اين دو سه ماه رياضت را به عنوان مقدمه مي طلبد؛ چرا كه "من عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرك ليله القدر "؛(8) البته مقدمه اش توسل به اميرالمؤمنين(ع) و نبي اكرم(ص) است؛ در قلب ضيافت الهي، معرفت حضرت زهرا(س) نهفته است كه انشاءالله اين مقدمات مي تواند زمينه درك آن حقيقت باشد؛ بايد توجه كرد كه مقام ايشان مقام عجيبي است، بنابراين لازم است اين وادي طي شود تا انسان به شب قدر برسد.
بايد دقت داشت كه "حمد "، هم در آغاز نعمت و هم در پايان آن، براي بهره مندي از نعمت لازم است. حمد در آغاز نعمت، مقدمه شكر و در پايان نعمت كه فرصت ها تمام شده است، مقدمه استغفار است. حمد مقدمه تضرع و ابتهال و رجاع و تمسك به فضل الهي است. اگر انسان در مدخل ماه رجب، حامد نباشد و نعمت خدا را نبيند و به اين نعمت كه خداي متعال در اختيار ما قرار داده است، توجه نكند، اين نعمت كفران مي شود.
اين فرصت ها بسيار مغتنم است. ان شاء الله خداي متعال در اين ماه ها ما را به ولايت اميرالمومنين(ع)، نبوت نبي اكرم(ص) و به ضيافت خاص و درك ليله القدر و عيد فطر و بركات آن موفق بدارد.

1-كتاب اقبال الاعمال به جامعيت كتاب مفاتيح الجنان نيست ولي يكي از كتب مهم محسوب مي شود كه بايد از كتب پركاربرد طلاب و اهل علم باشد؛ حضرت آيه الله بهجت(ره) فرموده بودند كه اگر كسي با اقبال رفيق نباشد با ما رفيق نيست.
2-سيدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص 826.
3-نام داعي يعني مظهر اين اسم است و اين دعوت، صرفاً حرف نيست، بلكه جذباتي از طرف او متوجه اهل راه مي شود و دعوت او، مظهر دعوت الهي مي باشد.
4 و 5- تفسير قمي، ص 935
6-زيارت جامعه كبيره.
7-ايشان از علماي ابواب معرفت و آدم فوق العاده اي بودند. بزرگواري نقل مي كرد كه استخاره هاي ايشان خيلي عجيب بود و مرحوم آيت الله بروجردي استخاره هايشان را به ايشان مي دادند.
8-علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 43، ص 56 و تفسير فرات كوفي، ذيل سوره قدر.

حجت الاسلام سيدمحمد مهدي ميرباقري

 

 سایر مراکز اسلامی

مرکز اسلامی منچستر

مرکز اسلامی نیوکاسل

مرکز اسلامی بیرمنگهام

مرکز اسلامی گلاسکو (الهدی)