95 - page 7

به ایشــانرسیده بود و با ماشینآمده بودند و منرا پیدا
کردند. خیلی نگران بودند از اینکه یکدختر اگر دستگیر
شــود و زندان بیفتدشرایطشکاملابا یکپسر متفاوت
اســت. آن روز مانعشدند و اجازه ندادند من به دانشگاه
بروم. همانشب فیلم کشتار در دانشگاه برای اولین بار
از تلویزیونملی ایران پخششد که به شدت، هم باعث
ر بودم
ّ
آگاهیو همموجبخشــممردمشد. منهممص
ای
که فعالیتداشته باشم و در آنزمانچونهیچ نشانه
از پیروزیقریبالوقوع انقلابنبود و نگرانیها همجدی
بود، خانواده ترجیح دادند که جاییخارج از ایران فعالیت
کنم. شاید منظرف یکهفته ویزای آمریکا گرفتم.
چرا آمریکا؟
مان آنجا بودند.
به خاطر اینکه خیلی از بســتگان نزدیک
وقتیهمکه رفتم، به عشــق ایــن بود که کاریبتوانم
انجام دهم.
آنجا که رفتید بلافاصله وارد دانشگاه شدید؟
بلــه، چون از ایران تافلداشــتمو زبانــمخوببود در
مهندسیکامپیوتر در دانشگاه ایالتیشمال تگزاسثبت
نام کردم که آن موقع رشته بسیار جدید و مهمی بود.
فضایدانشگاه وجوخود مردمآمریکا در مورد
ایرانچطور بود؟
ها
آنچیزیکــه در مجموع از اطرافیــان و در کلاس
متوجه
ً
شــد، فهمـــید، این بود که اصلا
و خوابگاه می
کردند
مشــکلیکه ما با شاه داشــتیم نبودند و فکر می
خوشــی بیشاز حد مردم ایران باعثشــده استیک
ســریانتظاراتبیجا داشته باشــند. آنها براساسظاهر
کردند ایران به نســبت
المللی تصور می
مناســبات بین
کشــورهایدیگر منطقه ثروتمندتر استو رابطه خوبی
با غربدارد و این یعنی اینکه مردم آنمشــکلخاصی
ها
دادیم در زندان
ندارند. به بعضی از آنها که توضیح می
هاییرا کهشما فکر
افتد و ما آزادی
چه فجایعی اتفاقمی
کنید نداریم و رژیم ایران تکحزبی اســت. خیلی از
می
کردند. من آن موقع یک
خبریو تاسفمی
آنها ابراز بی
درسعلوم سیاســیداشتم. اســتادمان پرسید که خب،
خواهید؟ برایپاســخ به این
بــه جای اینرژیمچه می
سوالجز مراجعه به آرایرهبر انقلابراهی نبود. کتاب
ولایتفقیه امام (ره) را تهیه و با دقتمطالعه کردم و در
همانکلاسراجع به این موضوع ســمینار دادم که در
حقیقت چیزی که ما می خواهیم دنباله حکومت پیامبر
اســ م(ص) استکه ابتدا از طریق امامانمعصوم(ع) و
بعد فقهایزمان ادامه پیدا میکند. در واقع ولایتفقیه
حکومتی اســتکه هدفشاجرای احکام متعالی اسلام
اســتبرایتامینسعادتو کرامت انسانو شاید قالب
آنهم یکجمهوریباشــد. الحمــداللهدر همانزمان
ایده ولایتفقیه بخوبی برایم روشنو در فکر سیاسی ام
مستقر شد چون بسیاری از فعالانسیاسی تا در مجلس
خبرگان قانون اساسی بحثولایتفقیه پیشآمد از آن
مطلع نبودند یا برداشتصحیحی نداشتند.
واکنشدیگرانچه بود؟
گفتنــد کــه دیندر معــادلاتسیاســیدنیا دیگر
می
حذفشــده است. شــما چطور آنرا دوباره وارد عرصه
اید و نه دین
کنید؟گفتمشما نه ملت ایران را شناخته
می
اسلام را. اسلام دینی فردیو تنها محدود به یکسری
آدابو آئینفردینیســت. دین اسلام اهدافاجتماعی
و سیاسیدارد. حتی احکام قضائیو حقوقیدارد که اگر
ها و اهداف
تواند به برنامه
حکومت نداشته نباشــد، نمی
خودشبرســد. در واقع برایکســیکه مسلمان است
گاه دین از سیاستجدا نیستو همچنین از زندگی
هیچ
روزمره همجدا نیســت، پسسیاســتجزئی از زندگی
روزانه ماستکه باید به آن توجه و اهتمام داشته باشیم.
هیچ مسلمانی نمی تواند بی تفاوت باشد در این بابکه
حاکم و فرمانروایشامام حسین(ع) باشد یا یزید. اعتقاد
بــه عدم جداییدین از سیاســتاز طریقحکومتیکه
پیامبر اســ م(ص) در شهر مدینه داشتند میانما و اهل
سنتمشترک اســت ؛ یعنی در ایجاد حکومت اسلامی
تواند
گوییم کســی می
متفق هســتیم. امروز هــم می
حکومتاســ میرا اداره کندکهعالم به مســائلدین
ایدارد
باشــد. مطمئنا یکپروژه نظامی نیاز به فرمانده
که آگاه به مســائل نظامی باشد و یکعملجراحی نیاز
به پزشکمتخصصجراحی در همان زمینه.
های
در آنجا خیلی از افراد با این نگاه اســتکباریدولت
هایدیگــر همه باید در
غربی فاصله داشــتند که ملت
ها باشند و برای رسیدن به اینهدف
اختیار منافع غربی
باید فرهنگو سننخود را فراموشکنند و سرتاپا غربی
شوند. منتها مطلع هم نیستند؛ ابزارهایخوبیهم برای
ها هم در اختیار صنعتفرهنگ
آگاه شدن ندارند و رسانه
داری اســتکه به فرهنگعمومیدر
سیســتمسرمایه
دهد. ضمن اینکه مقوله
هایمطلوبخود شکلمی
قالب
با افکار عمومی بیگانه استو
ً
سیاســتخارجیهمکلا
ها به عنوان یکبازیگر
جایگاهی برای تأثیرگذاریملت
الملل قائل نیست.
در عرصه بین
آنجا انجمن اسلامیهمداشتید؟
بلــه. انجمن اســ می فعالیداشــتیم به نــام انجمن
اسلامی دانشــجویان در آمریکا و کانادا که تنها ایرانی
ها هم عضو آن نبودند و از مصر، اردن، ســوریه، عراق
و دیگر کشورهای اســ می نیز با آن مرتبط بودند. روز
اولیکه رســیدم، شنیدم که یکجلسه انجمن اسلامی
شــود. نقشه شــهر را گرفتم و تنها،
امروز تشــکیلمی
داخلشــهریکه برای اولین بار وارد آنشده بودم به
شد، گشتم.
دنبال محل جلسه که در دانشگاه برگزار می
ها خیلیجذاب بود که
ساختمان را پیدا کردم. برای بچه
منتازه از ایرانرســیده بودم و اطلاعاتبه روزیراجع
به آنجا داشتم.
مسئول انجمندر آنجا چه کسی بود؟
توان به انجمن آن روز مثل یکتشــکیلات اداری
نمی
نگاه کرد، مانند آنچه امروز اتفاق افتاده و انتخابات انجام
شود. بعضی از دانشجویان
هاییمی
بندی
شــود و رده
می
ها راجع
ها و کلاس
تر بودند، یکسری برنامه
که بزرگ
گذاشتند. خود
البلاغه و تاریخ اســ م می
به قران، نهج
دادند، منهم در
ها مطالعه مــیکردند و درسمی
بچه
ها
ها شــنونده بــودم و در بعضی کلاس
بعضی کلاس
ها همحول تفســیر قرآن، تاریخ اســ م،
گوینده؛ بحث
بینی اســ میو ... بود. جلساتهم بیشتر در خانه
جهان
شد.
ها تشکیل می
بچه
اســتاد مدعو هم از ایران یا دیگر کشــورها
داشتید؟
در جلساتی
ً
نه؛ این قدر رســمی نگاه نکنید. گاهی مثلا
شــد،
که ایالتی بود و در شــهرهای مختلف برگزار می
ممکن بود اســتادانیشرکتداشته باشند. یادم هست
در جلســه ایکه در هیوستن برگزار شد یکی از بزرگان
انجمن اسلامی آمریکا که با امام (ره) هم رابطه داشتند
آمدند و سخنرانیکردند؛ یا در ایالتکالیفرنیا شنیده بودم
که آقایمحمد هاشمیرفسنجانی نقشپدریداشتند و
و دانشــجویانمبارز مسلمانرا در
به نوعی امور انجمن
کردند.
آنجا هدایتمی
های انقلابیرا چــاپو توزیع میکرد،
انجمــن، کتاب
های حضــرت امام(ره) و
همین طور بیانــات واعلامیه
های ایشــانرا پوســترهاییهم ازمبارزانزندانی
کتاب
منتشــر میکرد؛ قرآنیهمچاپکــرده بودند که یک
جلــد از آن را هنــور دارم باترجمه بســیار خوبو یک
المطالب، در قطع کوچک و
الایاتو یککشــف
کشف
المعارف قرآنی بود.
جیبیکه خودشیکدایره
واکنشدوســتانتاندر آمریکا نســبتبه با
حجابشدنتانچطور بود؟
لابد خوشــحال شــدند! البته از جهت پوششو البسه
های انجمن
دقتکافی داشــتم ولی چــون در کلاس
نکاتی در حوزه مطالعــاتدینی می گفتیم خیلیعذاب
هایچپ
وجدان داشــتم. گاهیهم مباحثاتــی با گروه
ها و مبانی
آمد، چونمطالعاتیراجع به دیدگاه
پیــشمی
شد که شرکتکنم.
فکریچپداشتم از منخواسته می
در سرسرای محل اجتماع دانشجویان در دانشگاه،
ً
مثلا
ها
گرفتند و راجع به فعالیت
دانشــجویانچپیمعرکه می
کردند.
هایچپدر ایــرانصحبتمی
و خدمــاتگروه
کردند کــه بیایم و جواب
ها مرا خبر می
آن وقــت بچه
آنها رابدهم! یکنوع مناظره مانند سرپایی. وقتی آنها از
هایحزب
گفتند، منهمریز به ریز خیانت
خدماتشانمی
شــمردم. در واقع از
هایفداییو ... را می
توده و چریک
کردم، شاید بد هم نبود در آن
های اسلامیدفاع می
بچه
شــمایل نامانوساز اسلام دفاع کردن! انشاءاللهخداوند
خدا که هر انسانی، اسماعیلی
قبول کند؛ به قول آن بنده
در وجود خودشدارد که باید قربانی کند تا به مقام رب
الهی برســد و ما باید ببینیم اسماعیل درون ما چیست.
هایمندر مساله حجابهمان اسماعیلی
دغدغه
ً
ظاهرا
کنم
شد. خدای متعال را شکر می
بود که باید قربانی می
هایی برای رشد و
که پساز این انتخاب دشوار، فرصت
تکامل اعطا کرد. شــاید اینکلمه«دشوار» برایبعضی
جوانان امروز قابل لمسنباشدچون آنها وارثبسیاریاز
نعمات از جمله معارفی الهیهستند که نسل قبلی برای
به صحنه آوردن و حاکم کردن آنها مصائبزیاد کشید.
چطور شد به ایران برگشتید؟
ها بودم و دوســتداشتم
در واقع من آنجا مثل تبعیدی
تکلحظات انقلابی در ایران باشم. در آن روزهایی
تک
ً
هــایخیابانی درگرفته بود. دائما
که تا 22 بهمنجنگ
ام
به لحظــه را از خانواده
زدم و اخبــار لحظه
تلفــنمی
گرفتم. چونخانه ما در خیابان پیروزیبود و بسیاری
می
ام همسخت
هایروز آخر در آنجا بود. خانواده
از درگیری
های انقلابشده بودند. خواهرم دانشجوی
درگیر فعالیت
کرد. اما من از
پرســتاری بود و به مجروحان کمکمی
آمد و همینشد که مطرح
راه دور کاری از دستم برنمی
کردم که برگردم. بالاخره تا عید بیشتر طاقت نیاوردم و
حتی امتحاناتم را ندادم و برگشتم.
پس21 فروردین ایران بودید؟
بله، بعضی از اعضای انجمن اســ میدر آمریکا که به
فرانســه رفتند، با امام (ره) برگشته بودند. منهم آمدم
ای
و بــا همانگروهیکه از آمریکا آمده بودند مجموعه
های اسلامی
تاسیسشــد به نام دفتر هماهنگیفعالیت
که جایشدر خیابان ویلای آن موقع بود و کارشتبلیغ
«جمهوری اســ می» نــه یککلمه کمتــر و نه یک
کلمه بیشــتر که موضع حضرت امــام (ره) بود و تبلیغ
برایشــرکتدر رفراندوم که به انــدازه خودمان تأثیر
ها و پوسترهای
گذار بود. شــروع کردیم به چاپ تراکت
کردیم و به
گرافیکی تبلیغاتیکه در مســاجد پخشمی
زدیم. تا قبــل از رفراندوم ما
در و دیوارهایشــهر می
کردیم. بعداز اینهم که امام
روزیکار می
شــبانه
ً
واقعا
(ره) آقای ابراهیم یزدی را به عنوان نماینده خودشــان
در موسســه کیهانگذاشــتند، چوندستبه قلمیهم
داشتم، در کیهان مشغول به فعالیتشدم.
1...,8,9,10,11,12,13,14,15,16,17 2,3,4,5,6,40
Powered by FlippingBook