95 - page 6

برایاولین بار، ایشــانرا در یــکبرنامه تلویزیونی، در
های امام(ره) در
دهه فجر ســال پیشدیدم. به صحبت
هایمختلفتســلطزیادیداشت. اسناد و مدارک
زمان
زیادیبا خود آورده بود و خیلیجدیاز مواضع تســخیر
کرد. هنوز تصویر عکسایشان
لانه جاسوســیدفاع می
داد،
هنگامی که با اسلحه در لانه جاسوسی نگهبانی می
فر، کسی است
به خوبیدر ذهنم مانده است. فروز رجایی
که در پنجســالگی بینوایان را خوانده، در 31 ســالگی
هایشرا از قرآن پرسیده و در دوراندانشجوییدر
سوال
آمریکا حجابرا انتخابکرده و تنها کســی استکه در
لانه جاسوسیخطبه عقدشخوانده شد. سبکزندگی او
نماد کاملی استاز سبکزندگیزناندانشجویانقلابی
های فرهنگی اولویت
آن روزگار. امروز خانواده و دغدغه
های یکزن انقلابی.
اول اوست؛ اولویت
خواهیم اینصحبترا از خانواده شــروع
می
شــاء الله بــه خانــواده هم ختم
کنیم و ان
های کودکیشــما چه تأثیری در
کنیم. سال
هایبعدیشما داشت؟
فعالیت
ایبزرگشــدم کــه پدر و مادرم هر دو
مندر خانواده
دبیر بودند و چندانشــکلو شمایلسنتی نداشت؛ هم
دانشــگاه رفته بودند و هم مناســبات اجتماعیشــان به
دیدم و
های مختلــف فکری را می
صورتی بود که تیپ
شد در
با آنها رفتو آمد داشــتیم. اینموقعیتباعثمی
فلانیسیاسی بوده یا دیگری
ً
بچگی این اخبار که مثلا
به جرم مصدقی بودن به زندان افتاده یا ... به گوشــمان
بخورد. در پرانتز بگویمکه خواندنو نوشتنرا خیلیزود
یاد گرفتم، شــاید بعد ار چهارســالگیو شایدهمکتابی
را که در شهرســتانماندسترسیداشتم پیشاز دبستان
هایکلاســیک
خوانــده بودم؛ از علمیو دینی تا رمان
و عشــقیو کارگاهیو جنایــیآنموقع. مهم نبود چه
موضوعی، فقط عطشخواندن داشــتم. شاید در خیلی
هایکلاســیک، مفاهیــم آزادیو انقلابدیده
از رمان
هایمارک
شد، مثلکلبه عمو تام یا بینوایان و کتاب
می
هایروسیمثلجنایت
رمان
ً
توآینو جکلندنو مضافا
های بعد از انقلاب اکتبر شوروی.
و مکافاتو دیگر رمان
یککتابهم داشتم به اسم داستان نیکان و پاکان که
گردآورده مرحوم جواد فاضل بود و به قلم مرحوم یمینی
هایآخر دبستان
شــریفو یکفرد دیگر که برایسال
هایی از زندگی معصومین را
نوشته شده بود و داســتان
بخششهید
کرد که شــاید همینکتاب، الهام
روایتمی
مطهری برای نوشــتنکتابداستان راستانشده باشد.
ها
مفاهیمعمیق انســانیو اجتماعیکــه در اینکتاب
بود شــاید در دهه اول عمر خیلی تفکیکشده و تبیین
تا 31 -21 سالگیخیلی
ً
شــده در ذهنم نبود اما تقریبا
خواهی، نوع
از آنها در ضمیرم جا گرفته بود. روح عدالت
خواهی و ایثارگری برایدیگران
دوستی، مبارزه و آزادی
یا خیلی از چیزهاییکه در متن اینکتبهســت. بههر
آل احمد آشنا
حال من در حدود 31 سالگی با آثار جلال
ها ممنوع بود و خیلی
ها چاپ اینکتاب
شــدم. آن وقت
رسید، بدونجلد و بدون اسم هم
محدود به دستمان می
تمام آثار را در همان دورانخوانده
ً
شد. تقریبا
منتشر می
در 61
ً
ها را موضوعیمیخواندم. مثلا
بودم. بعدها کتاب
سالگی یکدوره کامل تاریخ مشروطه را خواندم؛ یعنی
هر کتابیکه در آن زمان توانستم تهیه کنم و دیگر خود
قرآنکریمرا که در 31ســالگیشروعکردم بهخواندن
با صرف نظر از اینکه یککتابمقدسو آسمانی است.
هنوز قرآن آنموقع را دارم که چقدر در حاشیه آنسوال
نوشتم و بعد در تفســیرهای مختلفسعی کردم جواب
هایم را پیدا کنم.
سوال
چه زمانی برای اولین بار با انقلابو فضاهای
پیشاز آن آشنا شدید؟
تکنیک
زمینه وارد فضایدانشــگاهی پلی
با همین پیش
تکنیکهم یکفضایصددرصد سیاســی
شــدم. پلی
کرد انتخابکنند. اینگونه
داشتکه افراد را مجبور می
تفاوتی باشند.
های بی
نبود که بتوانند اجتنابکنند و آدم
آن موقع هم مثلحالا که تشکلهایدانشجویی برای
ها و
کنند، هم کمونیست
ها رقابتمی
جذبســال اولی
کردند تازه واردها را جذب
هایاسلامیسعیمی
هم بچه
دیدند
هایی برای آنها داشته باشند. اگر می
کنند و برنامه
کسی بار فکریو مطالعاتیهم دارد، به او خیلی اهمیت
دادند. سال اول دانشــکده برایخانواده ما مصیبتی
می
پیــشآمده بود که من یکی از نظــر فکریمعلق بودم
و نمی توانســتم تصمیم بگیرم که بی تفاوت باشــم یا
به ســمتکدام یک از اینها بروم. بــه خاطر مطالعات
راحت
ً
هایچپ اصلا
ای که داشــتم، با بچه
اســ می
توانســم
نبودم ولی به خاطر اینکه حجابنداشــتم نمی
های اســ میخیلــی نزدیککنم. در
خودم را به بچه
کرد از آنفضایی
واقــع اینعاملیبود که منرا دور می
که خودم بیشــتر به آن اعتقاد داشــتم. در نهایتسال
دوم یکمدتکار صنفی دانشــجویی کردم که هر دو
گروه به این موضوع ورود داشتند و احتیاج داشتند. سال
هایچپکاملا قطع کردم و
ســوم دوســتیم را با بچه
های انجمن اســ میملحقشــدم و در بیرون
به بچه
رفتمکه مخفی بود و هر
دانشگاه همکلاسقرآنیرا می
کرد و با اینحالمعلم ما هر
هفتــه جایشرا عوضمی
گفتند
خواســتند نام امام خمینی(ره) را ببرند می
وقتمی
توانم نامشــانرا ببرم! در آنزمان
آنمرجعــیکه نمی
مقلــد امام (ره) نبودم اما در همینمحافل با نام و عقاید
ایشان آشنا شدم.
در همــه این مدت، پلــی تکنیکفضــایدرگیری با
خورد
رژیم شاه را داشت. نیمســال اول به 61 آذر برمی
یکی از ایندو
ً
و نیمســالدوم به 51 خرداد و معمــولا
شد و ترم را منحل اعلام
هایشلغو می
نیمســال امتحان
میکردند. ســال65 بعداز شــهادتحاج آقا مصطفی،
هایحضرتامام (ره) در سلفسرویسدانشکده
اعلامیه
آمد. به
های بیشتریپیشمی
شــد و درگیری
پخشمی
نظرم بد نباشد اشاره کنم که برادرمان آقای تقی امانپور
های امام (ره) نقشاساســی داشتند.
در پخشاعلامیه
هایدیروز، امروز، فردا
در یکی از برنامه
ً
ایشــانرا اخیرا
های قدیم خود،
دیدم که بر خلاف بعضی از همکلاسی
کردند و خدا را شکر
به شدت از مقام ولایت امر دفاع می
کردم که با همان بصیرت اولیه در خط اســ م نابقرار
دارند و بعد هم با ماجرای91 دیقم و 92 بهمن تبریز،
هایدانشــگاهی
جریانمقابله با رژیم از ابعاد و محدوده
فراتر رفتو مردمیشــد و دانشجوها همشدند بخشی
از مردم.
چه سالیحجابرا انتخابکردید و با حجاب
شدید؟
منسال 75 که از ایران رفتم هنوز محجبه نبودم. البته
31 آبان تهران بودم ولی بعد از آن به آمریکا رفتم. آنجا
هایانجمن اســ میآشــنا شدم، چوندر
وقتی با بچه
بحبوحــه انقلاباز ایرانرفته بودم و آنها احتیاج فراوان
به اطلاعات از تحولاتداخل ایران داشــتند، خیلی مرا
درگیــر کار کردند و قبل از برگشــتن به ایران با حجاب
شدم.
چهشد به فکر رفتن از ایران افتادید؟
مدتی بود که با دیگر دوستان دانشجو در همه تظاهرات
کردیم. یادم هســت31 آبان65
و فعالیتها شــرکتمی
وقتیکه به دانشــگاه ما خبر رســید در دانشگاه تهران
اند، ما به سمت
آموزان جمع شــده
دانشــجوها و دانش
دانشگاه تهران حرکتکردیم. محل کار پدر من هم در
خبر بســتندرهایدانشگاه
ً
ها بود. ظاهرا
همان نزدیکی
فر درباره
مصاحبه با خانم فروز رجایی
اش
هایانقلابی
چندو چون فعالیت
زهرا شاه حسینی
1...,7,8,9,10,11,12,13,14,15,16 2,3,4,5,40
Powered by FlippingBook