95 - page 17

ها را با دســتخط امام(ره)
مطرح کــردم و آن آقا جواب
ها
برگرداندند. سوال اولم راجع به خبرنگاری برای خانم
بود که جوابداده بودند: اصلریشــه اشکال ندارد مگر
اینکه حجابرعایت نشود. سوال دوم و سوم هم مربوط
ها بود.
های انقلابیخانم
به فعالیت
تماشایامام (ره)
اولیندیدار ما با امام(ره) به ســرعتگذشتو ما همان
شــبیا فردایشبه انگلستان برگشتیم ولیما به شدت
تحت تأثیر این دیدار بودیم. چون به لحاظشــخصیتی
ایشــان کاریزمایی داشــتند که همه تحــت تأثیر قرار
گرفتند. هیچ فرقیهم نداشــتچه کسی، منخودم
می
شــاهد بودم که در آنجا تعداد زیادیفرانسوی بودند که
آمدند و فقط تماشا
فارســی هم بلد نبودند اما می
ً
اصلا
هایی که مأموریت داشتند از
کردند. بعضی از عکاس
می
شناختند. ولی
ایشان را نمی
ً
امام(ره) عکسبگیرند اصلا
شــدند. همین حالت در
مجذوبشخصیت امام(ره) می
آمدند،
مسلمانان پاکســتانی که به ملاقات امام(ره) می
نیز مشهود بود.
مستر کارتر
در کالج ما تعداد کسانی که مشتاق اتفاقات ایران بودند،
زیاد بود. حــالا هر کدام بنا به دلایلی. اســتاد فیزیکی
داشــتیم به نام مســتر کارتر که خیلیجریان انقلابرا
کرد. بعد از دیدار ما با امام(ره) و برگشــتمان
دنبــالمی
پرسید. او خیلی
کرد و از امام(ره) می
خیلی از ما سوالمی
گفــتحیفکه چنین
نگران پیــری امام(ره) بود و می
تواند دنیا را تکان دهد، پیر هستند و
شــخصیتیکه می
شــاید چند صباحی بیشتر زنده نباشد. اما من با توجه به
توانی که از امام(ره) دیدم، گفتم نه، خیالتان جمع باشد.
توانند انقلابرا
هایسال می
ایشانسالم هستند و سال
دنبالکنند. یکمعلمدیگر همداشتیمکه صبح به صبح
های آن
کرد که در کتابخانه تمام روزنامه
مجبورمان می
روز را مثــلدیلی تلگراف، تایــم و به خصوصگاردین
بخوانیم و ســرکلاسبحثکنیم که هم برای زبانمان
انداختکه ببینیم
خوب بود و هم اینکه ما را به شوقمی
در ایرانچه خبر است.
دلتنگی
توانســتم در لندن بمانم و اصلــی ترین عاملهم
نمی
ام نســبت به امام(ره) بود و خاطره دیدار اولمان
دلتنگی
شناختم، به ایشان
از ایشــان بود و چونخانمدباغ را می
زنگزدم و دعوتکردند که به فرانسه بروم. یادم هست
ای بود که یکروز هم غیبتکردم
تعطیلاتســه روزه
و بعداز چهار روز برگشــتم، سفر خیلیخوبی بود. قبل از
الدین انوار و آقای نجفی آمده بودند
مسافرتم آقای فخر
انگلیس، فیلمی بسازند که در واقع اولینفیلم انقلابیآن
ای
هایعکاسی
دوران بود. آقا گفتند در فرانسه از آژانس
اند دیدن
هایی از ایران را به نمایشگذاشــته
که عکس
ً
هایی که عکاسهای فرانســویو یا بعضا
کنم. عکس
ایرانیگرفته بودند.
معنایانتظار
ای بود به پاریسرسیدم. در پاریس
بالاخره با هر سختی
محلی بود که برای اقامتکســانیدرنظر گرفته شــده
آمدند. هر روز صبح یک
بــود که به ملاقات امام(ره) می
رســاند.
لوشــاتو می
ون از محل اقامت، افراد را به نوفل
مــاه بود. به
یادم هســتکه هوا خیلیســرد بود. دی
شــوقدیدن امام(ره) ایستاده بودم پشتدر که امام(ره)
آیند، عکسبگیرم. پایــم یخ زده بود و من نفهمیده
می
بودم . وقتی امام(ره) از منزلشــان بیرون آمدن که نماز
بخوانند، منخواستمپایمرا تکاندهمکهدیدم نمیتوانم.
فــردایآنروز هم یکخبرنگار فرانســویدواندوان
آمد که از امام(ره) عکسبگیرد. درســتجلوی امام(ره)
تمام قــد زمینخورد و همه خندیدنــد. امام(ره) هم به
احمدآقا فرمودند آقا کمکشکن بلند شــود. در آنچند
نشستیمشهید مهدی
روز وقتی با خانم دباغ در حیاطمی
عراقی که در طبقه بالای محلسکونت امام(ره) بودند،
کردند. من آنزمان
آمدنــد و به ما چایتعــارفمی
می
شناختم و نمی دانستم که چه مبارز بزرگ
ایشان را نمی
هاییهم
ایهســتند. بــرایدیدنعکس
و زنداندیده
هایی از
که گفته بودند به آژانسعکاســی رفتم. عکس
امام(ره)، تظاهراتو شــهدای71شهریور انداخته بودند
که بسیار تأثیرگذار بود.
اخبار ساعتچهار صبح
بعد از دیــدار دومم تمام فکر و ذهنــم ایران بود. دیگر
توانســتم خیلی خوب درس بخوانم. همان شد که
نمی
از مادرم خواســتم اجازه دهد برگردم. بازگشتم مصادف
شــد با 41 بهمن. دو روز قبل از بازگشــت، رفتم برای
خداحافظی از اســتاد فیزیکمان، همــان روزی بود که
امام(ره) به ایران رفته بودند. اســتاد تا مرا دید با هیجان
گفتدیدم (امام خمینی(ره)) ســالم به ایرانرســید؛ از
اخبار ساعتچهار صبحمتوجه شدم. منخوم اینخبر را
کردم
فکر نمی
ً
ساعتهفتصبحشنیده بودم. من اصلا
کــه به ایران بیایمو دیگر هم برنگردم. زمان برگشــتم
بودنــد. فقط ایرفرانسو
تمــام هواپیماها اعتصابکرده
بریتیشایرویز بود که من با بریتیشایرویز آمدم فرانسه
و قرار بود که با ایرفرانسهم بیایم ایران. وقتیکه سوار
شدم متوجه شدم که با خانواده امام(ره) همسفر هستم.
دیوارهایپر از شعار
وقتی به ایران برگشتم، همه چیز برایم عجیب بود چون
ایرانیرا که ترککرده بودم، دیوارهایشهیچشــعاری
نداشــت اما حالا پر از شعار بودند. خیلی برایمشورانگیز
بود و آن موقع دوســتداشتم راهپیمایی باشد و مندر
های انقلابقبل از انتخاب
آنشــرکتکنم. از آنشب
دولت موقتخیلی عکسداشتم اما یکعده از کسانی
هایم را گرفتند و
پوشاندند، عکس
هایشرا می
که صورت
گردد به تظاهراتی
نور دادند. اولینعکسیکه دارم برمی
که در تایید انتخاب بزرگان توسط امام(ره) انجام شد.
ایبه نام انقلاب
روزنامه
پساز پیروزی انقلاب اشــخاصی در حال تدارک یک
روزنامه به نام انقلاب اســ می بودند که من هم رفتم
در آنروزنامه مشــغولشــدم؛ کاریکــهخیلی به آن
علاقه داشــتم. اولشبه عنوانعکاسرفتم و متاسفانه
هایــم به جز چند عکساز کردســتانچیزی
از عکس
ها جز اموالروزنامه ضبط
دســتم نرســید و بقیه عکس
شــد. تجربه خبرنگاری باعثشــد به کردستان بروم و
جنگرا از نزدیکلمسکنــم. تجربه خوبی بود. بعداز
جنگهم02 ســالدر روزنامه کیهان بودم و در نهایت
خودم را بازنشسته کردم.
خانواده اسلامی
همه چیز زنجیروار به هم پیوســته اســت. هم خانواده
بسیارموثر استو هم نقشاجتماع و جامعه. اما برایمن
نقشخانواده بســیار پررنگاست. یعنی اگر که خانواده
هایشرا در آن
ها را بشناســد و بچه
ها و ارزش
فضیلت
توانند مصونیت پیدا کنند؛ در
جریان قرار دهد، آنهــا می
مقابلشــرایط بد روزگار البته یکقسمتی از آن، دست
خانواده اســتولی من باید بپذیرم که فرزند منغیر از
خود من استو شــخصیتی مستقل دارد. من اگر مریم
هستم نباید تلاشکنم که مریم دومیرا بار بیاروم. آنها
هایدیگریهستند. گاهی اوقاتما دچار این
شخصیت
خواهد فرزند را در همان
شــویم که مادر می
مشکل می
راه خودشبیندازد. نقشمن به عنوان مادر این اســت
کهجاده ســ متو دورنمایحقیقترا به فرزندم نشان
دهم. حالا انتخاب با خودشاســت. اما براساستربیت
اســ میمعتقد هستیمکه من اگر خوبو فطریعمل
گونه عمــلخواهد کرد. او از من الگو
کنم او هم همان
گیرد اگر دستعملکرده باشم.
می
پایه و اساسانقلاب
گوینــد که
هایشــانمی
امــام(ره) در یکــی از صحبت
ها در تظاهرات
گاهی اوقات اینشــور و اشــتیاقخانم
شدم بیانیه
های انقلابی بود که من مصمم می
و فعالیت
صــادر کنمو مردم را به مقاومــتدعوتنمایم... یعنی
کرد ســاکت
ها بود کــه من را وادار می
آنشــور خانم
کنه اینمطلب
ً
ننشــینم و مبارزه را ادامه بدهم. اصــ
ها بوده
این اســتکه پایه و اساسانقلابفعالیتخانم
است. مســوولیت انسان به عنوان اشــرف مخلوقات و
کنم
خداگونه شدن، اهمیتدارد که در اینراستا فکر می
مسوولان وظیفه خطیریدارند.
معنایآزادی
هایقبــل از انقلابچون آزادی
کنم در ســال
فکر می
دانســتچه هستو چه باید باشد.
نبود، هیچ کسنمی
دیدندکه
کردند، می
افراد وقتی به گذشــته خود نگاه می
اند. آن پیام
طور که باید درک نکرده
مفهوم زندگی را آن
تاریخی امام(ره) که آمد و افشاگریکرد که شما در چه
شــرایطیهستید و رژیمشــاه چه اجحافیدر حقشما
کند، باعثشد آرام آرام پرده از ذهنمردم کنار برود.
می
آن کسانی که پیر بودند احساسکردند که چه چیزهای
اند و آنها که جوان بودند، دریافتند
بزرگیرا از دستداده
تواند در انتظار آنها باشد و همه
که چه آینده روشنی می
تواند
گوید: می
اینها در پرتو اســ می که امــام(ره) می
محققشــود و همین باعثشد که پیر و جواندر مسیر
کرد،
ایکه امام(ره) ترسیم می
رســیدن به مدینه فاضله
ها هم ایســتادند. عمر آن
تلاشکننــد. مقابــل گلوله
ها
فضاییکه انقلابرا ایجاد کرد کوتاه بود. حالا بعضی
دانند. اما عموم مردم
قدمتمبارزات را از ســال 24 می
شــروع انقلابرا از همان توهین به امام(ره) در روزنامه
دانند که در بهمن75 انقلاب
اطلاعاتدر ســال65 می
اسلامی به ثمر نشست.
خارج از متن
زنان انقلابی
هــا در این زمان بخواهند انقلابی
کنم اگر خانم
فکر می
ها و
ها را بشناســند و مطابقبا ارزش
باشــند باید ارزش
ها خیلی مهم
فضیلت پیشبروند. شــناختن آن فضیلت
توانند
است. کسانیکه آنشرایطرا درککردند، بهتر می
ها را بشناسند و نام ببرند و اسیر شرایط فعلی
آن فضیلت
نباشــند. اگر مــن بخواهمخودم را بگویم، الان اســیر
ها
اندیشی
شــوم. اینمصلحت
ها می
مصلحت اندیشــی
خواهد
بازدارنده اســتو اینها راه را برایکسی که می
کند. انقلابیعنی پایداری
فعالیــتانقلابیکند، باز نمی
اشتغییر
ها، وگرنه انقلاب در ماهیت
برسر همان ارزش
هســت. تغییر از چه چیز به چه چیز؟ از یکنقطه صفر
هایی که انتها ندارد. حالا هرکســی براساس
به فضیلت
دارد تا به آنجا برســد.
هایــیکه دارد، گام برمی
توانایی
انقــ ب یعنی این تغییر و تعالیکــه نهایت ندارد و به
خدا رسیدن است.
1...,18,19,20,21,22,23,24,25,26,27 7,8,9,10,11,12,13,14,15,16,...40
Powered by FlippingBook