95 - page 13

آیتاللهطالقانی
های
هایدیگر طلبه
کنی، رفســنجانی، بهشتی، مطهریو خیلی
آنموقعیکه مهدوی
شدند، کسی بود که از دوره رضاخاندر
جوانی بودند و تازه داشــتند وارد گود مبارزه می
المللی
اللهطالقانیکه دیگر تبدیل به یکچهره بین
اینماجراها آبدیده شده بود. آیت
شد.
ها بود اما با آنها همراه می
تر از خیلی
شده بود، با اینکه پیشکسوت
ها پیشاز انقلاببا تشــکیل نهضتآزادی، همراه بازرگانو ســحابیآمدند قم
خیلی
خدمــتمراجع و گزارشرا دادند و نصیحتشــنیدند. پیشامام(ره) هم رفتند. هرچند
امام(ره) نمیخواستدر کســوت یکحزب با آنها دیدار کند ولی آنها رفتند. از همان
گفت :«خدمت ایشان ارادتدارم».
شناختو می
موقع امام (ره)، طالقانی را می
هایداخلی
بندی
هر چند طالقانی بســیار متین، صبــور و مهربان بود ولیدر تقســیم
ای
اللهطالقانی، هاشــمی رفســنجانی، آقایخامنه
با رفقا جزو گروه پرخاشبود. آیت
های پرخطر را به عهده گرفتند
داریو سخنرانیو حضور در میدان
کارهاییمثلمیدان
بندی
و فعالیتهایفرهنگی به عهده آقایانمطهری، باهنر و بهشــتی بود. این تقســیم
براســاسعلایقو ســ یق از یکطرفو از طرفدیگر، مســائلیمثل اینکه آقای
طالقانی مورد اعتماد و حمایتجدیمردم بود انجام شد.
اشدر
نکتــه مهم در مورد آقایطالقانی این اســتکــه با توجه به حضــور قدیمی
گیرد. اما
ایقرار می
مهریعــده
گراها، گاهیمورد طعنو بی
هــا و ملی
جمع نهضتی
ایخارج از
آنچه درســت است اینکه طالقانی بســیار اصولگرا بود. هیچحرفو نوشته
چهارچوباصول از او دیده نشــد. رهبریامام(ره) را از جانو دلقبولداشت. خودش
گرفتیم». یا «من امام را به صورت
آوردیم، از امام روحیه می
گفت:«هر وقتکم می
می
مطلق قبول دارم.»
گراها از آقایطالقانیهم به خاطر اســتفاده از او بود. آنها
هــا و ملی
حمایتگروهک
دانستند، نه یکعالم و محل رجوع.
طالقانی را یکهمکار سیاسی می
مشــخصاســت. در روزهایملتهب
ً
هایطالقانیهمدر برابر آنها کاملا
گیری
موضع
بعداز انقلابچند نفر از سازمان مجاهدین آمدند پیشآقایطالقانی برایشکوه و ناله
خواستند آقایطالقانی موضعگیریکند.
شود. می
که با ما بدرفتاریمی
اللهطالقانی بعد از اینکه حرفهایشــان را گوشداد، گفت:«منچندبار شــما را
آیت
خواهید با سرنوشتانقلاببازیکنید؟ من
کنم، مگر شما می
نصیحتکردم. باز هممی
رهبری امام را به طور مطلق قبول دارم. شــما باید خودتان را اصلاح کنید و با انقلاب
خواهید مویز شوید.»
همراه شوید ... شما غوره نشده می
الله
خواســتندطالقانیرا رهبریموازیامام (ره) جا بزنند اما آیت
ها بودند که می
همین
داد
طالقانی با اشاره به ارادتویژه به امام (ره)، همیشه خود را در چتر ولایتاو قرار می
ها با توجه
کرد. البته نزدیکی به اینگروهک
ها مقابله می
و آگاهانه با اینرفتار گروهک
به مقبولیتیکه آقایطالقانی داشت، یکشبهه برنامه هم بود. آقای بهشتی به ایشان
گرا را تعدیلکند،
هایچپو ملی
گفته بود:«بهترینکســیکه می تواند مواضع گروه
شوند. با توجه به
شما هستید. جامعه روحانیتمبارز و دیگرانکه با آنها وارد بحث نمی
مقبولیتیکه دارید، با آنها مرتبط بمانید و متعادلشان کنید.»
گراها نزدیکتر
ایکه از همه روحانیون بــزرگاول انقلاببه ملی
بــه هر حالروحانی
اللهطالقانی به شدتدنبال براندازی
ایفراوانی با آنها داشت. آیت
بود، تفاوت اندیشــه
نظام شاهنشــاهی بود ولی اعضای نهضتآزادیدنبال این بودند که شاه سلطنتشرا
بکند و به حکومتکاری نداشته باشد. به همینخاطر بود که اعضای نهضتآزادیدر
اللهطالقانی دوباره دستگیر شد. بازرگان اما دیگر تا سال
سال64 آزاد شــدند ولی آیت
75 رویزندان را ندید.
بــههر حال ابوذر امام(ره) و اولیــن امامجمعه تهرانخدماتزیادیبه ایرانو انقلاب
هایشناگفته باقی مانده است.
اسلامی داشتکه خیلی
شهید مطهری
ها،
موقع که دانشــگاهی
قبــل از انقلابو در دوران ثباترژیمشــاه، درســتهمان
دانســتند که فقــطوقتمردم را هدر
ســواد و پرمدعاییمی
هایکم
روحانیون را آدم
دهند یکروحانی با سواد و کم مدعا در دانشگاه تهران استاد بود و برایدانشجوها
می
قدر به فلسفه غربمسلط
هایفلسفه و تاریخ فلسفه داشت. آن
و حتی اســاتید کلاس
هاســت. وقتی تاریخ فلســفه میگفت نفسهمه در سینه
بود که انگار یکی از همان
اللهطباطباییو
حبسبود. کار رسید به آنجا کهشاگرد مخصوصامام خمینی(ره) و آیت
میرزاعلیشیرازیو همحجره ایآقای نجفیقوچانیشد رئیسگروه فلسفه دانشکده
الهیاتدانشــگاه تهران. چند وقت بعد هم با آقایرفسنجانیو باهنر حسینیه ارشاد را
ها را جمع کردند آنجا برایکار فرهنگی.
راه انداختند و جوان
شد
پیشعلما تخریبمی
ً
ایدر حوزه علمیه و مخصوصا
شهید مطهریکه توسطعده
اندازیفعالیتهای
با حضور در تهران و دســتگذاشتن رویمحافل دانشــگاهیو راه
ســازیماجرای انقلابکرد، به آزادی اندیشه
فکری فرهنگیخدماتزیادی به زمینه
و بیان (به شــرط نبود نفاق) خیلی اعتقاد داشــتو هر چند به بعضی نظراتشریعتی
نقد جدیداشــتولی او را در جمع مطرحکرد. حتــیمعرفمهندسبازرگان به امام
خمینی(ره) برای نخستوزیریهم او بود.
قدر زیاد بود که در چند سال قبل از انقلاب
قوتو قدرت اســتاد در مســائلعلمی آن
شــد. او همدر اینمدت
قویاو نمی
کسحریفمنطق
المنبر شــد. در واقعهیچ
ممنوع
توانگفتپرتیراژترینمجموعه
های بسیاریرا تألیفکرد که شاید به جرأتمی
کتاب
ها زیاد بود که حتی امام(ره) هم آن
قدر غنای اینکتاب
کتاب بعداز انقلاب اســت. آن
را برایهمیشه تأیید کردند.
چنانمحکمکرد کههیچ اتفاقی نمیتوانستآن
استاد مطهریعقبه فکریانقلابرا آن
را از هم بپاشد. درستوقتیکه ایشان تصمیم گرفت به حوزه علمیه برگردد و تعدادی
شــاگرد با توجه بهشــرایطروز تربیتکند، حاج آقا مصطفیپسر امام (ره) در نجفبه
های زیادی برای برگزاری مراســم بزرگداشت
طرز مشــکوکی از دنیا رفت. او تلاش
چهلمین روز درگذشــتحاج آقا مصطفیدر تهرانکرد و اینمراسم تبدیل به مراسم
واریشد که در کشور برگزار و منجر به انقلاب اسلامی در بهمن75 شد.
سلسله
اشبســیار مهربان بود. خیلیصبور بود. به هر انتقادی به
اســتاد در کنار چهره علمی
قدر فرصتمغتنمی بود که وقتی ترورش
شد. آن
داد تا لازم می
صرف انتقاد جواب نمی
شــناختندشآشفته شدند. امام خمینی(ره) بعداز او سرودی
کردند، همه کسانیکه می
قدر که
کرد، آن
شد و گریه می
اشســاخته بودند گوشمیداد، منقلبمی
را که درباره
سیداحمد آن نوار را از دسترسامام(ره) دور کرد.
هایروحی او در حوزه عرفان براینزدیکانو
اســتاد یکفیلســوفنبود فقط، ظرافت
ای، مطهری از دور خیلیسخت
شناختندشپیدا بود. به قول آقایخامنه
کسانیکه می
شد مثلحکمتو فلسفه. نزدیکو
تر می
شــدی نرم
تر که می
بود مثلمنطق، نزدیک
دیدیکه سرشار از عرفان استو لطیف.
شدی، می
نزدیککه می
شناختندش
هم آنهاییکه مطهریرا از ملتایرانگرفتند و هم آنهاییکه از نزدیکمی
بود استاد بزرگمبانی
دانســتند چه در و گوهری از انقلابگرفته شد. شاید اگر می
می
بود.
فکر انقلاب، حالا وضعمان بهتر می
1...,14,15,16,17,18,19,20,21,22,23 3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,...40
Powered by FlippingBook